فصل ۱۴۷ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا عاشق را ازمعشوق طمع وصال بود هر روز بنزد وی ذلیل تر بود ذَلَّ مَنْ طَمَعَ سر این سخن است چنانکه زلیخا تا طمع وصال یوسف میداشت هر روز از وصال دورتر بود و از فراق رنجورتر چون طمع از خودبینداخت و با محبت صرف بساخت جمال و جوانی بازیافت و با کمال کامرانی بسوی محبوب شتافت و آنچه گفتهاند بدین معنی قریب است:
ملکست محبت تو و خلقیست منتظر
این کاردولتست کنون تا کرا رسد
من خود کیم که صافی وصلش طمع کنم
اینم نه بس که دردی دردت بمارسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن به بیان فشرده میگوید که هر چه عاشق به وصال معشوق طمع داشته باشد، ذلت و دوریاش بیشتر میشود. به عنوان مثال، زلیخا که به وصال یوسف طمع داشت، هر روز از او دورتر و رنجورتر میشد. اما وقتی طمع را رها کرد و با عشق واقعی روی آورد، به کمال و وصال محبوب دست یافت. در پایان، بیان میشود که در عشق واقعی، شخصیسازی وجود دارد و دردی از طمع کردن برطرف میشود.