نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۱۵۴ عین‌القضات همدانی

عین‌القضات همدانی / لوایح / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

بخش 1

آنچه مهتر کلیم کریم صَلَواتُ اللّه عَلیْهِ وَسَلامُهُ در نظر اول آتش دید انَسَ مِنْ جانِبِ الطور ناراً و خطاب اِنّی اَنَا اللّه از آتش شنید دلیل دال است بر آنچه عاشق را بسوختن خود تن در می‌باید داد و باد رعونت از سر می‌بباید نهاد:

تن درمیده بسوزش ای عاشق مست

چون با تو خطاب او ز آتش بودست

رابعۀ بصری را شبی از شبها آتش عشق از کانون جگر شعله برآورد و او را از کمال احراق از پای درآورد و فریاد برآورد که یا اَهْلَ الْبَصَرَة الحَریق الْحَریق مردمان فراهم آمدند برای دفع آتش او را دیدند حالش بگشته و بوصفی دیگر گشته و میگفت اَلْحَریق اَلْحَریق گفتند اَیْنَ الْحَریقُ گفت اَلْحَریقُ فی کَبِدی و آتچه جگر صدیق می‌سوخت با برآمدن نفس او جهانی بوی جگر سوخته گرفت اثری بود از آثار این حریق که رابعه از آن اخبار می‌کرد:

بخش 2

عشق تو چو آتش است و جان میسوزد

وز جان چو بپرداخت جهان میسوزد

این طرفه نگر که چون بگیرم نامش

از قوت او کام و زبان میسوزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان تجربه‌های عمیق و شعله‌ور عشق می‌پردازد. شاعر به آتش عشق اشاره می‌کند که همسایه و منبع الهام و الهامات روحانی است. او به داستان رابعۀ بصری اشاره می‌کند که در اثر آتش عشق، حالتی تغییر یافته پیدا می‌کند و فریاد می‌زند. او در نهایت به تأثیر دلخراش عشق بر جان انسان‌ها اشاره دارد، بیان می‌کند که عشق مانند آتش هست و موجب سوختن دل و جان می‌شود. با ذکر سخنان و تجربیات عاشقان، این متن اهمیت و دشواری عشق را به تصویر می‌کشد.