فصل ۱۶ عینالقضات همدانی
سلطان عشق به آخر به قهر در گذرست؛ عاشق را از کجا زهرهٔ آن که در کوی خود گذر کند و یا در روی خود نظر زیرا که تا بر عشق گذر نکند به خود نرسد و عشق نهنگوار اویی او را به کلی به یک دم درکشنده است و او را با خود به خود راه نیست. او را بیاویی او به معشوق راه است و نه هرکس از این سرّ آگاه عشق او را بیاو میگوید از وجود قطرهای سازد و در بحر مواج غیب اندازد که درّ در بحر اولیتر اگر غواص قضا آن را برآورد و به خزانهٔ کُنْتُ کَنْزا مَخْفِیا لَمْ اُعْرَف سازد تا هنگام ظهور فَاحَبْبَتُ اَنْ اُعْرَف تاج عزت را به آن بیاراید شاید.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن درباره عشق و تاثیرات عمیق آن بر زندگی انسان است. عشق، به عنوان یک حالت قوی و عمیق، انسان را به سوی معشوق جذب میکند و اگر کسی نتواند از این عشق عبور کند، به خود نمیرسد. در واقع، عشق مانند نهنگ بزرگی است که میتواند شخص را به یک لحظه غرق کند. عشق تنها در سایه معشوق معنا مییابد و بدون او، انسان به حالتی از عدم وجود میرسد. همچنین، اشاره شده که اگر کسی از اسرار عشق آگاه نشود، مثل قطرهای در دریای غیب گم میشود و تنها در صورت ظهور، میتواند به شناخت و عزت واقعی دست یابد.