فصل ۱۷۳ عینالقضات همدانی
آنچه گفتهاند که عاشق را در عشق محو و فنا حاصل شود حق است و سر این سخن در قصۀ آن خوب روی کنعانی و آن لطیف صنع یزدانی ظاهر شده است و آنچه صواحبات در غلبه مشاهدۀ او بفناء اوصاف موصوف شدند و از الم قطع بیشعور شدند وقَطّعْنَ اَیْدیَهُنّ و از غایت بیشعوری منظور را از عالم انسانیت بیرون بردند و بملکیت ذکر کردند اِنْ هذا اِلاّ مَلَکُ کَریمٌ واگر ملک کریم خوانی باشد که آن جمال دیدند آنچه از او این عبارت کردند اِنْ هذا اِلّا مَلَکٌ کَریمٌ.
گفتم که توئی گفت منم چون تو نئی.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن اشاره شده که عشق میتواند انسان را به حدی محو و فنا کند که تمام ویژگیهای خود را از دست بدهد. این موضوع در داستان یک زیبای کنعانی و دوستانش که در مواجهه با او به شدت تحت تأثیر زیباییاش قرار میگیرند، منعکس شده است. آنها آنقدر حیرتزده میشوند که حتی انگشتان خود را در اثر شگفتی بریده و از حالت عادی خود خارج میشوند. آن زیبایی را همچون یک ملک کریم توصیف میکنند. در نهایت، به این نتیجه میرسند که عشق و زیبایی میتواند انسان را از دنیای مادی خارج کرده و به سطحی بالاتر برد.