فصل ۱۸۳ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
عجب چون عاشق در عالم خود بار نمییابد در عالم معشوق از کجا بار یابد یعنی عاشق بخود خود را نمیتواند بود که بخود معشوق بود و معشوق را از اشتغال بحسن و کرشمۀ خود از کجا پروای بودن عاشق باشد بدین نسبت درد عاشق ابدیست و اندوه او سرمدی.
تا جان دارم غم تو در جان دارم
و اندوه تو از دو دیده پنهان دارم
غمهای تو چون گران ندارد باری
بر دوش دل خویش کشم تا جان دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان عمق عشق و درد عاشقانه میپردازد. او میگوید که عاشق نمیتواند به خود بپردازد، زیرا همیشه در فکر معشوق است و معشوق نیز از درد عاشق بیخبر است. این عشق و درد، ابدی و همیشگی است. شاعر تأکید میکند که حتی در زمان حیاتش، غم معشوق را با خود حمل میکند و اندوه او را از دیگران پنهان میسازد. به عبارت دیگر، عاشق همیشه در رنج و غم عشق خود باقی میماند.