فصل ۱۸۴ عینالقضات همدانی
جفایمعشوق عاشق بجان کشد و روا بود که بحدی برسد که عاشق بقوت خود آن بار نتواند کشید از حول و قوت معشوق استمداد کند در تحمل بار بلا پس باین نسبت در این مقام حامل بار بلا خود هم معشوق بود وَحَمَلْناهُم. سر این معنی است ای درویش جفاء معشوق در هر لباس که باشد ناز و کرشمه و دلال و برشکستن و تاب زلف و اشارت ابرو و غمز غمزه و بدندان گرفتن از جفاهای معشوق لب و هر یک در سوزش عشق اثری دارد و بجان مشتاق المی میرساند و غیرت از آن جفاهاست زیرا که بیقین داند که ولایت ظاهرو باطناو در قبضۀ اقتدار اوست بر او غیرت بردن از وفا بود تا از جفا این معانی رسد بذوق عاشقان را معلومست کار بجائی رسد که عاشق چنانکه میخواست از شراب وفا مست شود خواهد که از شراب جفا مست شود چنانکه مبارز در صف هَیْجا جان بر کف نهد و صمصام جان انجام از نیام انتقام برآرد آسانتر کاری وی را فدا کردن جان بود و در پیش زخم داشتن ارکان بود اما در مستی جفا راه یک ساله بروزی بل بساعتی بتواند رفت: از درد کم آگاه بود مردم مست.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان دشواریها و جفای عاشق به معشوق میپردازد و نشان میدهد که گاهی عشق به حدی میرسد که عاشق از طاقت خود فراتر میرود و نیاز به کمک معشوق دارد تا بار عشق و آلام آن را تحمل کند. جفاهای معشوق، مانند ناز و کرشمه، به عاشق سوزش و درد میرساند و این دشواریها و احساسات، بخشی از تجربه عشق هستند. در نهایت، عشق و جفا به گونهای هستند که عاشق گاهی تمایل دارد از شراب جفا مست شود، چرا که این احساسات او را به نهایت عشق میرسانند و در این مسیر، حتی جان خود را هم فدای این عشق میکند.