نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۲۷ عین‌القضات همدانی

عین‌القضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بخش 1

عشق را رهبر عقل است اما بنسبتی دیگر، هرچه او اثبات میکند این برمیدارد تا بحدی برسد که عقل نتواند که هیچ چیز اثبات کند چون عقل از اثبات باز ایستاد عشق خود را بدو نماید و گوید در من نگر و بی هیچ راهبر راه ببین عقل از هیبت این سخن روی بعالم نفی آرد و بادلّه و براهین خود نفی اغیار کردن گیرد عشق درآید و گوید وَیْحَکَ از محالی گریختی و در محالی آویختی در نفی اثباتست و کار درو بی ثباتست نمی‌دانی که نَفْیُ الْعَیْبِ عَمَّنْ لاعَیْبَ لَهُ عَیْبٌ عقل بیچاره را جای گریز در میان لاوالا بود عشق بقهرش از میان نفی و اثبات بیرون کند و می‌گوید اقتدا بدان رونده که گفته است.

از نفی وز اثبات برون صحرائیست

کین طایفه را در آن میان سودائیست

عاشق چو بدانجا برسد نیست شود

نه نفی و نه اثبات نه او را جائیست

عقل درمانده از مقصود و بر در مانده گرد در مرسلاتو منزلات جولان کردن گیرد عشق درآید و قصۀ عهد و میثاق در گوشش فرو خواند و گوید ای بیخبر از او بدو بیخود در خود خطاب الست. شنیدی و هر آینه خطاب بیحرف بود و تو بیخود بلی گفتی و آن هم بیحرف بود اکنون دور مرو در مقام بیحرفی از آنت بار داده‌اند و بی وسائط تا در عالم بی کیفیت بار دهند یعنی چنانکه بی حرف طلبیدی بی کیفیت بینی. پس ای عقیلۀ راه رو بی عقیله راه رو و بی دهشت، بر کوی ما صوفیان صوامع قدس در رقص آیند

بخش 2

جانم ز ولع خیمه بصحرا میزد

آتش بوجود عقل دانا میزد

بی مرسل و منزلی بسرمایۀ عشق

پیوسته دم از رفیق اعلی میزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به رابطه میان عشق و عقل پرداخته و بیان می‌کند که عشق در نهایت بر عقل غالب می‌شود. عقل می‌تواند حقایق را اثبات کند، اما در برهه‌ای از زمان، خود را به بن‌بست می‌رسد و نمی‌تواند چیزی را ثابت کند. در این شرایط، عشق به میدان آمده و به عقل می‌گوید که در زندگی واقعی سنین و واقعیات عمیق‌تری وجود دارد که عقل از درک آن‌ها عاجز است. عشق به جای نفی و اثبات، به جستجوی حقیقتی بی‌چهره و بی‌کلام می‌پردازد. در نهایت، متنی به آرامش و رقص صوفیانه در دنیای عشق و فراتر از محدودیت‌های عقل اشاره دارد و به اهمیت عشق به عنوان یک حقیقت عمیق‌تر و فراتر از عقل تأکید می‌کند.