فصل ۳۸ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
یکی از صحابه غلامی بخرید. خواجه فرمود یا صَحابی اَشرِکنی فی الغلامِ گفت لَیْسَ شَریکٌ یا رَسُولَ اللّهِ اگر گمانت افتد که صحابی امر مصطفی (ص) را خلاف کرد بدانکه کار برخلاف آنست که ترا گمان است. اگر فرمان کردی در توحیدش نقصان بودی و این تجربهی معشوق است مر عاشق را این معنی غوری دارد و اما در اسرار عشق، قصه و حکایت در نگنجد. معشوق گفت اَشْرِکْنی فی الغُلامِ عاشق گفت لَیْسَ لِلّهِ شَریکٌ العَبْدُ وَمافی یَدِهِ مُلک لِمَوْلاهُ ای درویش اُسْجُدُوا لِآدَمَ. محکی بود تا که بر ارادت مطلع است و بخواست معشوق مکاشف، چون همه سجده کردند و معلم نکرد معلوم شد که استاد پختهتر و سوختهتر از شاگردان بود:
گر بر سر من خار و خسک بارانی
باران تو را دوختهام بارانی
فراق معشوق اختیار کرد به قوت مشاهدهٔ ارادت و باک نداشت. زهی کمال در کار ما زاغَ الْبَصَرُ و ما طَغی.. خود کار است که سفید باران اذکار تقدیس چشم را خیره میکند زهی قوت مشاهدهٔ ارادت میدانست که از جامهخانهٔ خاص خلعت پادشاهانه مَنْ یُطِعِ الرّسولَ فَقَدْ اَطاعَ اللّه... آماده کردهاند در حالی که در شاهی یگانه میبایست شد به متاع هر دو جهان چشم باز نکرد و دست نیاز پیش عطیه و هدیهٔ او دراز نکرد که اگر کردی در عشق ناتمامی بودی.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، داستانی از یکی از صحابه و رابطه او با معشوق (پیامبر) روایت میشود. صحابی غلامی میخرد و پیامبر از او میپرسد که آیا شریک او هست؟ صحابی پاسخ میدهد که هیچ چیز در این غلام نمیتواند شریک خداوند باشد. او بر این باور است که عشق و ارادت واقعی هیچ شریکی ندارد و معشوق در اینجا به شایستگی تفکر و ارادت او را میتواند درک کند. عشق و ارادت در این متن به عنوان تجربههای عمیق و پیچیده معرفی میشوند که فراتر از کلمات و داستانها هستند. عارفان در این حالت دریافتهاند که عشق به معشوق، هرگونه ناتوانی و نقصان را از بین میبرد و رانت نمیطلبد. نهایتاً، این تجربه نشاندهنده کمال در عشق است و اینکه عاشق باید بینیاز از دنیا و خواستههای ظاهری باشد.