فصل ۴ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
بخش 1
اگر این معنی در بتکده روی نماید روی به بت باید آورد و زنّار گاهگاه بر میانِ وقت باید بست و از غم برست و به یقین باید دانست که عاشقِ گرانمایهٔ سبکرو را هر چیز که جز معشوقست حجاب راه معشوقست:
کعبه و بتخانه حجابند و بس
روی دلم سوی رخ یار کو
قبله بدل گشت درین ره مرا
خیز بگو قبلۀ کفار کو
ای عزیز چون خطاب مستطاب جاءَ الحقُّ وَ زَهَقَ الباطِل وارد گشت بتان مکه از لذت بشارت ظهور نور حق در روی افتادند خَرّوا له سُجَّدا..
بخش 2
تا قبلۀ عشاق جهان روی تو شد
روی بت و بتگران همه سوی تو شد
چوگان سر زلف تو رهبان چو بدید
انگشت برآورد و یکیگویِ تو شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر میگوید که اگرچه بتکدهها و کعبهها به عنوان نمادهای مذهبی وجود دارند، اما همه آنها تنها حجابهایی برای رسیدن به معشوق واقعی هستند. او بر این باور است که عشق حقیقی و وابستگی به معشوق، تنها راه رسیدن به حقیقت و روشنی است. در این مسیر، باید از غم و حجابهای دنیوی رهایی یابیم و دل را به سوی معشوق برگردانیم. همچنین، اشاره به این دارد که عشق به معشوق میتواند حتی تبدیل به compass یا قبلهای برای عاشقان شود. در نهایت، با توجه به نور حقیقت، بتها و نمادهای مادی دیگر به محو شدن میرسند و تنها عشق و زیبایی معشوق باقی میماند.