فصل ۷۳ عینالقضات همدانی
عشق چون بکمال رسد عاشق از معشوق گریزان شود زیرا که داند که در ظهور او ثبور این بود عِندَظُهورِ الحَقِّ ثبُورِ الخلْقِ و آنچه گفتهاند هر عاشق را که با خود کار است معشوقه از او بیزار است برین معنی قریبست. ای عزیز در اوان ظهورصباح ضوء مصباح باطل شودو مضمحل گردد اِذا طَلَعَ الصَّباحُ حَصَلَ الاِسْتغناءُ عَنِ المِصْباح:
فَلمَّا اسْتَبانَ الصُّبحُ ادْرَجَ ضوئُهُ
باَنوارِهِ اَنوارَ ضَوءِ الکَواکبِ
یُجَرِّ عُهُم کَأسا لوابْتِلِیّ اللّظی
بِتَجریعِهِ طارَت کَاَسْرَعِ ذاهِبٍ
و آنچه گفتهاند اَلخَواصُّ بَینَ عَیشٍ وَطَیشٍ بدین معنی نزدیک است یعنی ارباب مشاهدات چون بعظمت ذوالجلال مکاشف شوند از هیبت بگدازند و چون استیلاء سلطان شهود و وجود ایشان کمتر شود از لذت بنازند اِذا کوشِفوا طاشوا و اِذا استَنْزَعَهُم رُدّوا إلیّ الحَظِّ فَعاشوا.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عشق زمانی که به کمال میرسد، عاشق از معشوق دور میشود چرا که میداند ظهور حق موجب غم و ناکامی است. در حقیقت، هنگامی که صبح حقیقت آشکار میشود، نیاز به نور چراغ از بین میرود. در این حالت، عاشقانی که به عظمت الهی گواهی میدهند، از هیبت جلال او ذوب میشوند و لذتهای دنیوی را رها میکنند. کسانی که به این مقام میرسند، در ابتدا دچار شگفتی و ترس میشوند و سپس به لذات مادی باز میگردند.