فصل ۸۳ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
عشق بحدی برسد که عاشق دوست معشوق را دوست گیرد و در دشمنی دشمن او آمیزد همانا که این معنی در عالم مودت بود چون بِخُلَّت رسد روی از همه بگرداند فَانهُمْ عَدُولیٌ اِلّا رَبَ العالَمین و چون بمحبت رسد ازوجود هر موجود بیزار شود اِنی بَریٌ مِمّا تُشرکون اَی فی الْوُجودِ مَعَهُ و چون بعشق بی شعور شود و در پرتو آن نور شود درین بیشعوری نظر از محبوب و محبه برخیزد آن را که بود برخود بود و این سری عظیم است ذوق درباید تا فهم شود و روا بود که عشق بحدی برسد که عاشق را غیور کند ودر غیرت ناصبور کند دوست او را دشمن گیرد و دشمن او را دوست دارد عجب نخواهد که کسی نامش بر زبان راند چون خواهد که کسی دیگرش دوست دارد و آنچه شبلی قَدّسَ اللّهُ روحَهُ در نهایت مقامات هر که حق را یاد کردی او سنگی بر دهان او زدی از غیرت سر این معنی است عاشق کی طاقت آن دارد که کسی در محل نظر او شریک شود:
گر باد صبا بر سر زلفت گردد
بر باد صبا عاشق تو رشگ برد
ور هیچکسی ز خلق در تو نگرد
بر خود دل من جامۀ هستی بدرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عشق به حدی است که عاشق ممکن است دوست معشوق را نیز دوست بدارد و در دشمنی با دشمن او شریک شود. این وضعیت خاصی از محبت است که وقتی به بخل میرسد، موجب دوری از دیگران میشود. در حالی که عشق واقعی باعث میشود عاشق از هر موجودی بیزار شود و تنها به محبوب خود توجه کند. در چنین حالتی، عاشق در عشقش به شدت غیور میشود و نمیتواند تحمل کند که کسی دیگر در نظر محبوبش شریک شود. این عشق عمیق، به حدی است که عاشق حتی ممکن است برای محبوبش به دیگران حسادت کند و سختی کشیدنش در این مسیر در نهایت به درک عمیقتری از عشق میانجامد. در نهایت، این عشق میتواند به جایی برسد که عاشق، هیچ کس دیگری را جز محبوبش تحمل نکند.