فصل ۸۵ عینالقضات همدانی
گریه در عشق از رعونات نفس است گریه در خلوت از برای سلوت بود و در صحبت از برای اظهار احتراق کند و این هر دو از رعونات نفس بیرون نیست لعمری تا عاشق بخود باز نیفتد نگرید و عاشق بی شعور باید تا از غیبت در حضور آید آن عزیزی بنزد پیری از پیران طریقت درآمد اهل پردۀ او زلف شانه میکرد خواست که سربپوشد پیر فرمود او درین زمان بی شعورست و در عالم حضورست از هر دو کون آگاهی ندارد و روی جز بعالم نامتناهی ندارد زمانی بود در گریه آمد پیر فرمود که سر بپوش که او حاضر شد و از دریچۀ طبیعت ناظر شد بخود باز افتاد و از هجردرگداز افتاد و این لطیفۀ لطیف است.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
گریه در عشق ناشی از حالت نفس است. گریه در خلوت برای آرامش و در جمع برای نمایش احساسات است و هر دو از ذات نفس سرچشمه میگیرد. عاشق زمانی گریه میکند که به خود بازگردد و درک درستی از وضعیت خود داشته باشد. داستانی از پیری که در مجلسی مشغول شانه کردن زلف بود، ذکر میشود. وقتی فردی خواست پوشش خود را بپوشد، پیر فرمود که او در آن لحظه بیخبر و غافل است. پس از مدتی، با گریه او متوجه میشود و به حقیقت خود آگاه میگردد. این تحول به زیبایی به تصویر کشیده شده است.