نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۸۶ عین‌القضات همدانی

عین‌القضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

گریه از تأسف بود وتأسف از فوت محبوب بود چنانکه پیر کنعان از تأسف چندان بگریست که مردم(مردمک)چشمش که خلیفۀ عالم بینائی بود از کسوت عیانی بیرون آمد و جلباب سفید حسرت درخود کشید یا اَسفَی عَلی یوسُفَ و ابْیضّت عَیناهُ مِنَ الحُزْنِ اما روندگان این راه را اسف و حزن نباشد زیرا که ایشان را خوف فقد محبوب نبود، پیری بنزد مریدی آمد او را یافت که در فوت محبوبی میگریست گفت ای پسر دل بمحبوبی می‌بایست داد که فوت بر او روا نبودی تا بقلق و حزن و ضجرت و بکا گرفتار نشدی:

رو دل بکسی ده که نمیرد با تو

از درد فراق او نگریی باری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، نویسنده به بیان تأثیر فقدان محبوب و احساس اندوه ناشی از آن می‌پردازد. او به داستان پیر کنعان اشاره می‌کند که از شدت تأسف بر فوت محبوبش گریه می‌کند، به‌طوری‌که حتی بینایی خود را از دست می‌دهد. اما راه‌رفتن در این مسیر برای دیگران که نگران فقدان محبوب نیستند، با حزن و اندوه همراه نیست. در نهایت، پیر به مریدش می‌گوید که باید دل را به محبوبی داد که هرگز از دست نمی‌رود تا از درد فراق او نگران نباشد. این متن به اهمیت داشتن یک عشق پایدار و بی‌نظیر اشاره می‌کند که انسان را از غم و اندوه فراق محفوظ می‌دارد.