فصل ۸۹ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
عاشق نتواند از غلبات عشق که بدل هست از معشوق براندیشد زیرا که دل آتشکدهایست خراب در وی محبوب چه کند دل شاهد که محل معرفت شود مرکز محبت گردد اما بحقیقت سرادق عزت محبوب در وی نگنجد و این سر را میزان عقول بشری برنسنجد ولکنْ یَسَعُنی قَلْبُ عَبدیَ الْمُؤمِنِ بیقین بدان که نامتناهی در متناهی نگنجد اما چون شعلۀ آتش عشق ماسِویَ الْمَعشوق را در بریق حریق خود بسوزد آنچه ماند معشوق بود و مثالش چنان باشد که آنچه در آینه پدید آید اگرچه ظاهر بینان آن را در آینه پندارند در آینه نباشد اما نماید آنچه در دلی طلبند که بمصقلۀ قضا زنگ طبیعت از وی زدوده بود او بود اما آینه از کجا و عین از کجا بلکه عین از کجا و عکس از کجا:
در آینه گر عکس جمالت بیند
با ناز و کرشمه و دلالت بیند
گوید که بدو رسیدم آن هست محال
گه ذره بخود نور جلالت بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان عمیق احساس عشق و محدودیتهای انسانی در درک آن میپردازد. عاشق نمیتواند بهطور کامل در مورد عشق به معشوق فکر کند، زیرا دل عاشق مملو از آتش عشق است. حقیقت عشق فراتر از درک بشری است و هیچگاه نمیتوان آن را بهطور کامل درک کرد. عشق واقعی چیزی است که در دل تابیده و با وجود غیر، خود را در آتش عشق میسوزاند و در نهایت تنها معشوق باقی میماند. همچنین تشبیهاتی از قبیل آینه بهکار رفته که نشان میدهد آنچه از عشق در مییابیم، تنها انعکاسی از حقیقت است، نه خود حقیقت. بهطور کلی، متنی فلسفی است درباره عشق، درک و ماهیت وجود.