فصل ۹۸ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
در بدایت عشق آرامش باطن عاشق مدبر خیال بود زیرا که صورت معشوق بقوت شوق در حس مشترک وطن گیرد و نقوش دیگر را محو کند چنانکه گفتهاند:
تا دیده کم جان و دل و تن نگرفت
در دیده خیال دوست مسکن نگرفت
بگرفت گریبان دلم عشق کسی
کو را غم هیچ دوست دامن نگرفت
و این مطالعه بدیدۀ علم نتواند کرد زیرا که کمال علم آنست که قوت خیال صورت احکام را از مواد آن جدا چنانکه صورت مسئله وضع کند پس از نفس او تخرجی کند وضعی فرضی نه عقلی و هندسی و این معنی درین مقام خام نماید بلکه ناتمام نماید چون کمال در کار حاصل کند شبهات از روزگار عشق زایل کند آن صورت که از قوت خیال طلب میگیرد در درون پردۀ دل رود و پیش جمال بوی ننماید پس علم را بدو راه نماند زیرا که آنچه در قوت خیال پدیدار شود هم در محل او مضمحل گردد زیرا که وَشیکُالزَّوالِ وَسَریعُ الْاِنْتِقال است. ای عزیز آنچه در درون پردۀ دل بود آسان آسان بدو نتوان رسید در وی پندار یافت بیش از یافت بود آنچه پیرهری قدس اللّه روحَهُ گفت یافت تو از روی ماست اما دریافت تو نه ببازوی ماست بدین معنی قریب است همانا اَلْعَجْزُ عَنْ دَرْکِ الْاِدْراکِ اِدراکُ اشارتست بدین معنی:
بخش 2
آن نقد که در خزانۀ دل باشد
آسان آسان بدو رسیدن نتوان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در آغاز عشق، آرامش درونی عاشق ناشی از خیال معشوق است، زیرا جذابیت معشوق تمامی افکار و تصاویر دیگر را محو میکند. این حالت به معنای واقعی عشق است که با وجود ایمان به احساسات، برای درک عمیقتر نیاز به علمی بالاتر داریم. علم تنها زمانی کامل است که بتوانیم صورت مسألهها را از مسائل جدا کنیم و این کار در عرصه عشق به دلیل شدت احساسات امکانپذیر نیست، چرا که عشق و احساسات ناتوان از رسیدن به تمام حقیقتاند. در حقیقت، آنچه در دل وجود دارد، درک کامل آن برای ما ممکن نیست و فقط میتوانیم به نشانههایی از آن دست یابیم. عشق و احساسات عمیقتر به گونهای هستند که دستیابی به آنها دشوار است و هر چه در دل داریم، نمیتوانیم به آسانی به آن برسیم.