شمارهٔ ۴ - از یک قصیده تکریر ناتمام فلکی شروانی
فلکی شروانی / اشعار پراکنده / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مشک است توده توده نهاده بر ارغوان
زلفین حلقه حلقه آن ماه دلستان
زآن توده توده، توده مشک آیدم حقیر
زآن حلقه حلقه، حلقه تنگ آمدم جهان
چون قطره قطره آب، لطیفست عارضش
وز نور شعله شعله نهاده بر ارغوان
زآن قطره قطره، قطره آبست در بحار
زین شعله شعله، شعله نارست چون دخان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با توصیف زیبای معشوقهاش از ویژگیهای او همچون بوی مشک و زلفهای حلقهدار صحبت میکند. او خود را در برابر زیبایی و لطافت معشوقهاش کوچک و حقیر احساس میکند. همچنین، عارضش را با قطرات آب و نور شعلههایی که بر ارغوان نشستهاند، مقایسه میکند و نشان میدهد که زیبایی او همچون دریا و آتش است که در عین لطافت، قدرت و جذابیت خاصی دارد.