نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ - تتبع خواجه امیرعلیشیر نوایی

امیرعلیشیر نوایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زان لعل می آلود شدم مست خرابت

ای مغبچه شوخ چه مستست شرابت

ای عشق هوایت چه بهار است که بادا

بر خرمت ما تیره دلان برق سحابت

با عارض نسرین وش اگر باده بنوشی

بر چهره چه گلها شگفاند می نابت

در نور صفا چونکه ز خورشید فزونی

هرگز نشود حایل رخسار نقابت

زان خلعت تو حله گلگون شده ای سرو

کز خون دل و دیده همه داده شد آبت

ای مغبچه بس تو به شکستی و گنه بود

گر توبه مرا شکنی هست ثوابت

فانی چو غریب آمده در بحر معانی

نبود عجب اندر سخنش رنگ غرابت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حالت مستی و عشق سخن می‌گوید. او به تمایلات و زیبایی‌های شراب و معشوقه‌اش اشاره می‌کند و عشق را به بهاری تشبیه می‌کند که دل‌های غمگین را روشن می‌سازد. شاعر صحبت از زیبایی معشوقه‌ای می‌کند که با باده‌ای خوش, گل‌های زیبا به چهره‌اش می‌بخشد و تأکید می‌کند که نور صفا و زیبایی او هرگز محجوب نمی‌شود. او همچنین از خویش به عنوان غریبی یاد می‌کند که در جهت درک معانی عمیق زندگی است و به این موضوع اشاره دارد که گناه و شکسته شدن تعهدات عاطفی اش وجود دارد. به‌طور کلی، شعر به توصیف عشق، زیبایی و غنای تجربیات انسانی می‌پردازد.