نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ - در تقاضای هیزم فصیحی هروی

فصیحی هروی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای آنکه دست تربیت آفریدگار

نخلی چو نخل همت تو با ثمر نکشت

مشاطه سخای تو از زیور قبول

یوسف لقا کند طمعی را که هست زشت

دزدم به دست حرص ز بس قحط هیزم‌ست

گاهی ستون کعبه و گاهی در کنشت

امروز از آن مصالح دوزخ بده که ما

فردا دهیم وام تو حاصل بهشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از خیال و آرزوهای بلند انسان اشاره دارد. گوینده به دست آفریدگار اشاره می‌کند که توانسته است موجوداتی با همت و هدف بلند خلق کند، اما از کمبود امکانات و نعمت‌ها نیز گلایه می‌کند. او بر این نکته تأکید دارد که در دنیای امروز، افراد به دلیل فقر و کمبود، به دنبال منابع و امکانات برای زندگی بهتر هستند. شاعر به نوعی از خداوند می‌خواهد که در سختی‌ها کمک کند تا در آینده، به پاداش‌های بهشتی دست یابند.