نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - درستایش نامه دوست فصیحی هروی

فصیحی هروی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قاصد آورد مرا نامه‌ای از حضرت دوست

گنج باد آورد آن نامه و آن باد مراد

نه بدان‌سان که بود شیوه ارباب مجاز

قدری کاغذ پیچیده پر از مد مداد

نامه‌ای نامیه سبزه باغ تحقیق

نامه‌ای نقش طراز چمن استعداد

نامه‌ای خانه هر دیده ز نورش معمور

نامه‌ای کشور هر دل ز سوادش آباد

سطرها شاخ گل و لفظ گل و معنی گل

شاخ ازین بار گران راست نیارد استاد

خرده‌های یرقان داده گلش را در جیب

از بهار نفسی بود سراسر دل شاد

خواندم و رفت عبارات به روی نفسم

به شکوهی که رود تخت سلیمان بر باد

بوسه دادم قدم قاصد و شرمنده شدم

بوسه دادن بود امساک که جان باید داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره نامه‌ای است که قاصدی از سوی دوست برای شاعر می‌آورد. شاعر نامه را به عنوان گنجی گران‌بها ارائه می‌کند که پر از معنا و زیبایی است. او توصیف می‌کند که این نامه چگونه روح و دل او را شاد می‌کند و به او الهام می‌بخشد. شباهت سطرها به شاخ و برگ گل‌ها و زیبایی لفظ و معنی نشان‌دهنده عمق و هنر آن نوشته است. در پایان، شاعر به ابراز محبت و قدردانی از قاصد اشاره می‌کند و بوسه‌ای به پای او می‌دهد که برایش معنای عمیقی دارد.