نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ - اخوانیه فصیحی هروی

فصیحی هروی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خوشا وقت قلم کز دست فیضت

به خورشید معانی شد برومند

شود گم در شکر اوراق دفتر

لب کلکت کند گر یک شکرخند

ولی در کیش ما گر مرده‌ای را

کنی زنده بدانیمت هنرمند

هنرمندی اگر شاخ وفا را

کنی بر شاخسار میوه پیوند

تو می‌خوانی مرا چشم خود از لطف

سبل در چشم خود زین بیش مپسند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت نوشته‌ها و معناهای عمیق قلم صحبت می‌کند و آن را به خورشید تشبیه می‌کند. او اشاره می‌کند که اگر کسی با لبخند خودش بر نقش‌های دفتر بگذرد، این زیبایی دوچندان می‌شود. همچنین، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در فرهنگ او، حتی اگر کسی مرده باشد، با هنر و تواناییش می‌تواند زنده شود. در نهایت، او از معشوقش می‌خواهد که در عشق و محبت بیشتر از آنچه هست، ننگرد.