نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ - ماده تاریخ وفات شیخ حبیب‌الله فصیحی هروی

فصیحی هروی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هزار حیف که شیخ زمان حبیب‌الله

همان که بود ز روحانیان قدس مرید

همان سحاب که گر هیچ فیض بخش شدی

درین چمن گل خورشید می‌دمید از بید

همان بهار که بی رشح فیض تربیتش

گیاه توفیق از هیچ گلشنی ندمید

کشید رخت ز باغ فنا به خلد بقا

ز ساقیان ازل جام ارجعی نوشید

هر آن وظیفه که بودش ز مبدا فیاض

به گوهر خلف خویشتن شرف بخشید

به گاه نزعش روح‌القدس به بالین رفت

به گریه گفتش کای تشنه تو عرش مجید

که جانشین و چه تاریخ سال رحلت تست

بقای عمر شرف باد گفت و جان بخشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ذکر فضایل و مقام شیخ حبیب الله می‌پردازد، او که از روحانیان بزرگ و خیرین زمان خود بود. شاعر به زیبایی اشاره می‌کند که شیخ مانند بارانی بود که در باغ زندگی فیض و برکت می‌بارید. بهار وجود او باعث رشد و شکوفایی گیاهان معنوی در دل‌ها بود. شیخ به دنیای ابدی منتقل شد و در لحظه‌ی مرگش، روح القدس به بالینش آمد و او را تسلی داد. شاعر در نهایت از او به عنوان جانشینی بزرگ یاد می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که عمرش مملو از شرف و فضیلت بوده است.