نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ - ماده تاریخ دیگر فصیحی هروی

فصیحی هروی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای نسخه کارگاه مانی

فهرست کتاب کامرانی

چون کعبه سرآمد زمینی

چون مهر چراغ آسمانی

نی شاهدی و چو شاهد شوخ

هر لحظه کرشمه می‌فشانی

بر پیکر تو ز بس لطافت

ترسم که کند صفا گرانی

فرزند عزیز آفتابی

او پیر شد و تو نوجوانی

می‌زیبد اگر کنی به خورشید

در کفه روشنی گرانی

در ساحت قدرت آسمان را

آورد زمین به میهمانی

چون دید شکوه حضرت تو

بوسید زمین به پاسبانی

در جوف تو خضر کرده پنهان

سرچشمه آب زندگانی

تا ساحت مسند خراسان

یابد ز تو عمر جاودانی

نی ز آب و گلی که روح پاکی

در پیکر خاک تیره‌جانی

رضوان گویی به ما فرستاد

قصری ز بهشت ارمغانی

نی‌نی که بهشتی و از آن شد

تاریخ بهشت کامرانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی قدرت و زیبایی انسانی است که با تشبیه به کعبه و خورشید، برتری و ویژگی‌های مثبت او را به تصویر می‌کشد. شاعر به لطافت و جذابیت فرد مورد نظر اشاره می‌کند و می‌گوید که او جوان است در حالی که فرزندش پیر شده است. همچنین، شاعر به احترام و ارادت زمین به شخصیت او اشاره می‌کند و می‌گوید که او دارای ویژگی‌هایی الهی و جاودانی است. در نهایت، به بهشتی بودن و بزرگ‌منشی او اشاره می‌کند و او را به عنوان هدیه‌ای از بهشت توصیف می‌کند.