شمارهٔ ۱۵ فصیحی هروی
فصیحی هروی / ابیات پراکنده / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ره نمییابد اجل هم بر سر بالین ما
بس که ماتمخانه ما از غم هجران پر است
نیستم آگه که آتش بر دل شوقم که زد
لیک میدانم که بازم سینه از پیکان پر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از احساس غم و اندوه ناشی از جدایی سخن میگوید. او میگوید که زمان مرگ به او نزدیک نمیشود، چون دلش پر از غم و ماتم است. هرچند او نمیداند چه آتش شوقی در دلش شعلهور است، اما از پر بودن سینهاش از درد جدایی آگاه است.