ابیات پراکنده — دیوان اشعار فصیحی هروی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — نخست عقل درین ره خراب کرد مرا
- شمارهٔ ۲ — ایزد جزای مستی من کی دهد مگر
- شمارهٔ ۸ — خنده میبینی ولی از گریه دل غافلی
- شمارهٔ ۱۰ — خاکستر منصور تو را باز توان سوخت
- شمارهٔ ۹ — به زیر خاک فصیحی به چشم گریان رفت
- شمارهٔ ۷ — خنده میبینی ولی از گریه دل غافلی
- شمارهٔ ۵ — گفتیم بشکفیم دو روزی در این چمن
- شمارهٔ ۳ — به داغی بستم آیین طراوت لالهزاری را
- شمارهٔ ۶ — زنده میگردم پس از مردن چو بر من بگذری
- شمارهٔ ۴ — خاک آن کوی فصیحی ز جبین رنجه مکن
- شمارهٔ ۱۷ — در مذهب ما هر چه بجز دوست حرام است
- شمارهٔ ۱۱ — امشب از شعله آهم جگر غم میسوخت
- شمارهٔ ۱۳ — غمهای مرده در دل ما زنده کرد هجر
- شمارهٔ ۱۴ — سینه بگدازم و دل خون کنم و جان سوزم
- شمارهٔ ۱۸ — باز هر شب دل به تنگ از ناله زار خودست
- شمارهٔ ۱۲ — امشب نگهم را نفس بازپسین است
- شمارهٔ ۱۵ — ره نمییابد اجل هم بر سر بالین ما
- شمارهٔ ۱۶ — رتبه حسن بلندست چه حاجت به نقاب
- شمارهٔ ۲۰ — کعبه را گرد سر بتخانه آرد در طواف
- شمارهٔ ۲۱ — گریه گردیده گدازست فصیحی گله چیست
- شمارهٔ ۲۴ — هر نگه کز موجه خون جگر بیرون فتاد
- شمارهٔ ۲۶ — بعد عمری که فصیحی شب وصلی رو داد
- شمارهٔ ۲۵ — دیده شب فال مراد از موج اشک ما گرفت
- شمارهٔ ۲۲ — گر لذت داغ جگر اینست فصیحی
- شمارهٔ ۱۹ — منم که ناز تو آرایش دکان منست
- شمارهٔ ۲۳ — دی قاصد یار آمد و مژگان تری داشت
- شمارهٔ ۳۲ — از آن ترسم که فردای قیامت
- شمارهٔ ۳۳ — مصر عصمت چه دیاریست که خوبان آنجا
- شمارهٔ ۳۴ — شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
- شمارهٔ ۳۱ — بال و پر سوز که تا قوت پروازی هست
- شمارهٔ ۲۹ — دهن زخم چو خندان شود افزون گردد
- شمارهٔ ۳۰ — لب تشنه فتادیم در آن بادیه کانجا
- شمارهٔ ۲۷ — شاید که به آفرینش خود نازد
- شمارهٔ ۲۸ — غم عشقت به عالم درنگنجد
- شمارهٔ ۴۲ — هزار بار قسم خوردهام که نام تو را
- شمارهٔ ۳۵ — ز آن خوبتری که کس خیال تو کند
- شمارهٔ ۳۹ — خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم
- شمارهٔ ۳۶ — کاش آن کسان که پرسش بیمار غم کنند
- شمارهٔ ۳۸ — بیمروت نیست عشق ار دوست باشد بیوفا
- شمارهٔ ۳۷ — فرداست وعده جنت و امروز شد نصیب
- شمارهٔ ۴۰ — نالههای نوگرفتاران غم را لذتیست
- شمارهٔ ۴۱ — تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
- شمارهٔ ۴۷ — جذبه عشق بحدیست میان من و یار
- شمارهٔ ۴۵ — رمزی است خط دوست که چون بخت سرآید
- شمارهٔ ۴۳ — مسکین فصیحی دوش جان میداد و مینالید غم
- شمارهٔ ۴۸ — نقش پایی به سر کوی تو دیدم مردم
- شمارهٔ ۴۹ — هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
- شمارهٔ ۵۰ — این پردههای حسن نظر تیره میکند
- شمارهٔ ۴۶ — چون ماهی ساحل طپد از آرزوی دل
- شمارهٔ ۴۴ — کو جنون تا هر نفس در دل سراغی گم شود
- شمارهٔ ۵۲ — ای روی تو را ترجمه دین مصحف
- شمارهٔ ۵۷ — زبون دردپرستان زلف یار شدم
- شمارهٔ ۵۳ — نخستم بند بردارید از پا چون بسوزیدم
- شمارهٔ ۵۶ — دوش تقلید جرس کردم و صد قافله سوخت
- شمارهٔ ۵۵ — شب که غمهای تو را پردهنشین میکردم
- شمارهٔ ۵۱ — گر شوی نکهتشناس نکهت گیسوی خویش
- شمارهٔ ۵۸ — من نه شایسته بسمل نه سزاوار قفس
- شمارهٔ ۵۴ — لبی کز نازکی بار تبسم بر نمیتابد
- شمارهٔ ۶۳ — مختصر دستی که ما را بود صرف باده شد
- شمارهٔ ۶۵ — تازه سازم روشن نامه طرازی پس از این
- شمارهٔ ۶۶ — جان اگر از ناتوانی بر لب آید باک نیست
- شمارهٔ ۶۴ — کشته بگذارید امشب اندر این میدان مرا
- شمارهٔ ۵۹ — با یار به سیر هند آماده شدم
- شمارهٔ ۶۱ — نوبهارا به شمیم گل عیشم مفریب
- شمارهٔ ۶۰ — چمن پیرای صبحم کیمیای خار و خس دارم
- شمارهٔ ۶۲ — خار ترم که تازه ز باغم درودهاند
- شمارهٔ ۷۰ — ما بت نه ز اندیشه معبود شکستیم
- شمارهٔ ۷۱ — روشنگری آینه دل کردیم
- شمارهٔ ۷۳ — گر گل نصیحتت نپذیرد در این چمن
- شمارهٔ ۷۲ — ما توأمیم با گل رعنا در این چمن
- شمارهٔ ۶۸ — ما زهر قاتلیم فصیحی نه شهد ناب
- شمارهٔ ۷۴ — رنگ جسمانیست بر سیمای ابر نوبهار
- شمارهٔ ۶۷ — جرم ما گر بادهآشامیست مستی جرم کیست
- شمارهٔ ۶۹ — ز ما یوسف پرستیدن ادب نیست
- شمارهٔ ۷۸ — ای دل از آن دهن طمع خام میکنی
- شمارهٔ ۸۰ — حدیث شوخ لعلت نازک افگارش کنم ترسم
- شمارهٔ ۸۱ — ز خود کنار همه عمر میتوان کردن
- شمارهٔ ۷۶ — چون نعش من برند برون از سرای من
- شمارهٔ ۷۵ — بر دو عالم دامن همت توان افشاند لیک
- شمارهٔ ۷۷ — شهید عشق تو را راه کعبه مقصود
- شمارهٔ ۷۹ — ای که درد دل خونینکفنی میشنوی