نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ فصیحی هروی

فصیحی هروی / ابیات پراکنده / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

مسکین فصیحی دوش جان می‌داد و می‌نالید غم

کامشب چراغ زندگی ما را ز بالین می‌رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مسکین فصیحی شب گذشته در حال مرگ بود و از غم و اندوه شکایت می‌کرد. او احساس می‌کرد که چراغ زندگی‌اش از کنارش دور می‌شود.