نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ فردوسی

ابوالقاسم فردوسی / فریدون / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به شاه آفریدون یکی نامه کرد

ز مشک و ز عنبر سر خامه کرد

نخست از جهان آفرین کرد یاد

خداوند خوبی و پاکی و داد

سپاس از جهاندار فریادرس

نگیرد به سختی جز او دست کس

دگر آفرین بر فریدون برز

خداوند تاج و خداوند گرز

همش داد و هم دین و هم فرهی

همش تاج و هم تخت شاهنشهی

همه راستی راست از بخت اوست

همه فر و زیبایی از تخت اوست

رسیدم به خوبی بتوران زمین

سپه برکشیدیم و جستیم کین

سه جنگ گران کرده شد در سه روز

چه در شب چه در هور گیتی فروز

از ایشان شبیخون و از ماکمین

کشیدیم و جستیم هر گونه کین

شنیدم که ساز شبیخون گرفت

ز بیچارگی بند افسون گرفت

کمین ساختم از پس پشت اوی

نماندم به جز باد در مشت اوی

یکایک چو از جنگ برگاشت روی

پی اندر گرفتم رسیدم بدوی

بخفتانش بر نیزه بگذاشتم

به نیرو ازان زینش برداشتم

بینداختم چون یکی اژدها

بریدم سرش از تن بی‌بها

فرستادم اینک به نزد نیا

بسازم کنون سلم را کیمیا

چنان چون سر ایرج شهریار

به تابوت زر اندر افگند خوار

به نامه درون این سخن کرد یاد

هیونی برافگند برسان باد

فرستاده آمد رخی پر ز شرم

دو چشم از فریدون پر از آب گرم

که چون برد خواهد سر شاه چین

بریده بر شاه ایران زمین

که فرزند گر سر بپیچید ز دین

پدر را بدو مهر افزون ز کین

گنه بس گران بود و پوزش نبرد

و دیگر که کین خواه او بود گرد

بیامد فرستادهٔ شوخ روی

سر تور بنهاد در پیش اوی

فریدون همی بر منوچهر بر

یکی آفرین خواست از دادگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، فردی پیام به شاه آفریدون می‌فرستد که با ذکر نعمت‌های خداوند و خوبی‌های او آغاز می‌شود. او از آفریدون به عنوان پادشاهی دادگر و بزرگ یاد کرده و او را مورد ستایش قرار می‌دهد. سپس ماجرای جنگ و انتقام‌جویی از دشمنان را توضیح می‌دهد که در سه روز اتفاق افتاده است. شخصیت اصلی در نبردها پیروز می‌شود و سر دشمن را بریده و به نزد پدر می‌فرستد. او همچنین از احساسات فریدون و فرزندش منوچهر نسبت به کشتن دشمن و انتقام از او سخن می‌گوید. در نهایت، فریدون خواستار آفرین و ستایش از دادگر است.