نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ فردوسی

ابوالقاسم فردوسی / پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چنین داد پاسخ به کاووس کی

که گر آب دریا بود نیز می

مرا بارگه زان تو برترست

هزاران هزارم فزون لشکرست

به هر سو که بنهند بر جنگ روی

نماند به سنگ اندرون رنگ و بوی

بیارم کنون لشکری شیرفش

برآرم شما را سر از خواب خوش

ز پیلان جنگی هزار و دویست

که در بارگاه تو یک پیل نیست

از ایران برآرم یکی تیره خاک

بلندی ندانند باز از مغاک

چو بشنید فرهاد ازو داوری

بلندی و تندی و کندآوری

بکوشید تا پاسخ نامه یافت

عنان سوی سالار ایران شتافت

بیامد بگفت آنچ دید و شنید

همه پردهٔ رازها بردرید

چنین گفت کاو ز آسمان برترست

نه رای بلندش به زیر اندرست

ز گفتار من سر بپیچید نیز

جهان پیش چشمش نیرزد به چیز

جهاندار مر پهلوان را بخواند

همه گفت فرهاد با او براند

چنین گفت کاووس با پیلتن

کزین ننگ بگذارم این انجمن

چو بشنید رستم چنین گفت باز

به پیش شهنشاه کهتر نواز

مرا برد باید بر او پیام

سخن برگشایم چو تیغ از نیام

یکی نامه باید چو برنده تیغ

پیامی به کردار غرنده میغ

شوم چون فرستاده‌ای نزد اوی

به گفتار خون اندر آرم به جوی

به پاسخ چنین گفت کاووس شاه

که از تو فروزد نگین و کلاه

پیمبر تویی هم تو پیل دلیر

به هر کینه گه بر سرافراز شیر

بفرمود تا رفت پیشش دبیر

سر خامه را کرد پیکان تیر

چنین گفت کاین گفتن نابکار

نه خوب آید از مردم هوشیار

اگر سرکنی زین فزونی تهی

به فرمان گرایی بسان رهی

وگرنه به جنگ تو لشگر کشم

ز دریا به دریا سپه برکشم

روان بداندیش دیو سپید

دهد کرگسان را به مغزت نوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این قسمت از داستان، شاه مازندران در پاسخ  نامه‌ی کاووس شاه می‌گوید  که دارای بارگاه برتری است  لشکرش بسیار قوی‌تر است.و  وعده می‌دهد که لشکری بزرگ علیه دشمنان خواهد فرستاد و ایران را طوری ویران می‌کند که بلندی از پستی قابل تشخیص نباشد . فرهاد بسرعت نامه‌ی شاه مازندران را به سوی کاووس می‌آورد و تمام آنچه دیده و شنیده، برای او فاش می‌گوید  او به کاووس می‌گوید که باید با شجاعت و قدرت از خود دفاع کند و در برابر دشمنان بایستد. کاووس، رستم را می‌خواند و از او می‌خواهد که پیامی به دشمن بفرستد و او را تهدید کند. رستم نیز با شعف به این درخواست پاسخ می‌دهد و می‌گوید که پیامی قوی و محکم خواهد نوشت. او توضیح می‌دهد که اگر دشمن سرافراز باشد، باید از او اطاعت کند، ولی اگر نه، آماده جنگ خواهد بود و لشکری بزرگ را به میدان خواهد آورد. در پایان نیز، او به سرکردگان خود توصیه می‌کند که با دقت عمل کنند و نه از روی احساسات، بلکه با هشیاری رفتار نمایند.