نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ فردوسی

ابوالقاسم فردوسی / پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو رستم ز مازندران گشت باز

شه اندر زمان رزم را کرد ساز

سراپرده از شهر بیرون کشید

سپه را همه سوی هامون کشید

سپاهی که خورشید شد ناپدید

چو گرد سیاه از میان بردمید

نه دریا پدید و نه هامون و کوه

زمین آمد از پای اسپان ستوه

همی راند لشکر بران سان دمان

نجست ایچ هنگام رفتن زمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

رستم از مازندران بازگشت و شاه برای جنگ آماده شد. او سپاه را به سوی هامون هدایت کرد، اما خورشید ناپدید شد و زمین به شدت تحت فشار قرار گرفت. لشکر به سمت دشمن حرکت کرد و هیچ نشانه‌ای از پایان زمان نبوده است.