بخش ۴۰ فردوسی
ابوالقاسم فردوسی / جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بفرمود تا رفت پیشش دبیر
بیاورد قرطاس و مشک و عبیر
نبشتند عهدی ز شاه زمین
سرافراز کیخسرو پاکدین
ز بهر سپهبد گو پیلتن
ستوده به مردی به هر انجمن
که او باشد اندر جهان پیشرو
جهاندار و بیدار و سالار و گو
هم او را بود کشور نیمروز
سپهدار پیروز لشکر فروز
نهادند بر عهد بر مهر زر
بر آیین کیخسرو دادگر
بدو داد منشور و کرد آفرین
که آباد بادا به رستم زمین
مهانی که با زال سام سوار
برفتند با زیجها بر کنار
ببخشیدشان خلعت و سیم و زر
یکی جام مر هر یکی را گهر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاه کیخسرو به دبیر دستور میدهد که نوشتهای بنویسد که عهدی برای سپهبد رستم باشد. در این عهد، ویژگیهای رستم به عنوان یک قهرمان و پیشرو معرفی میشود و برای او هدیههایی از جمله خلعت و جواهرات نیز در نظر گرفته میشود. این نوشته نشاندهنده احترام و ارزشگذاری به رستم و نیز تقویت روابط میان شاه و سپهبد است.