نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹ فردوسی

ابوالقاسم فردوسی / منوچهر / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بفرمود تا موبدان و ردان

ستاره‌شناسان و هم بخردان

کنند انجمن پیش تخت بلند

به کار سپهری پژوهش کنند

برفتند و بردند رنج دراز

که تا با ستاره چه دارند راز

سه روز اندران کارشان شد درنگ

برفتند با زیج رومی به چنگ

زبان بر گشادند بر شهریار

که کردیم با چرخ گردان شمار

چنین آمد از داد اختر پدید

که این آب روشن بخواهد دوید

ازین دخت مهراب و از پور سام

گوی پر منش زاید و نیک نام

بود زندگانیش بسیار مر

همش زور باشد هم آیین و فر

همش برز باشد همش شاخ و یال

به رزم و به بزمش نباشد همال

کجا بارهٔ او کند موی تر

شود خشک همرزم او را جگر

عقاب از بر ترگ او نگذرد

سران جهان را بکس نشمرد

یکی برز بالا بود فرمند

همه شیر گیرد به خم کمند

هوا را به شمشیر گریان کند

بر آتش یکی گور بریان کند

کمر بستهٔ شهریاران بود

به ایران پناه سواران بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، فرمانده‌ای از موبدان و دانایان خواسته تا به بررسی ستاره‌ها بپردازند و برای این کار انجمنی تشکیل دهند. آن‌ها پس از سه روز تلاش به ستاره‌شناسی رومی دست پیدا کردند و به پادشاه گزارش دادند که به زودی نوزادی با ویژگی‌های برجسته به دنیا خواهد آمد. این کودک، فرزند مهراب و پور سام، دارای قدرت و شجاعت فوق‌العاده‌ای خواهد بود و در جنگ و جشن‌ها بی‌همتا خواهد بود. همچنین بیان می‌شود که او شجاعت و توانمندی‌هایی فراتر از دیگران خواهد داشت و توانایی جسمی و روحی بالایی خواهد داشت که دشمنان را نابود خواهد کرد. در نهایت، اشاره به پناهندگی سواران به ایران و قهرمانی در میدان‌های نبرد نیز آمده است.