نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ فردوسی

ابوالقاسم فردوسی / پادشاهی نوذر / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو بشنید نوذر که قارن برفت

دمان از پسش روی بنهاد و تفت

همی تاخت کز روز بد بگذرد

سپهرش مگر زیر پی نسپرد

چو افراسیاب آگهی یافت زوی

که سوی بیابان نهادست روی

سپاه انجمن کرد و پویان برفت

چو شیر از پسش روی بنهاد و تفت

چو تنگ اندر آمد بر شهریار

همش تاختن دید و هم کارزار

بدان سان که آمد همی جست راه

که تا بر سر آرد سری بی‌کلاه

شب تیره تا شد بلند آفتاب

همی گشت با نوذر افراسیاب

ز گرد سواران جهان تار شد

سرانجام نوذر گرفتار شد

خود و نامداران هزار و دویست

تو گفتی کشان بر زمین جای نیست

بسی راه جستند و بگریختند

به دام بلا هم برآویختند

چنان لشکری را گرفته به بند

بیاورد با شهریار بلند

اگر با تو گردون نشیند به راز

هم از گردش او نیابی جواز

همو تاج و تخت بلندی دهد

همو تیرگی و نژندی دهد

به دشمن همی ماند و هم به دوست

گهی مغز یابی ازو گاه پوست

سرت گر بساید به ابر سیاه

سرانجام خاک است ازو جایگاه

وزان پس بفرمود افراسیاب

که از غار و کوه و بیابان و آب

بجویید تا قارن رزم زن

رهایی نیابد ازین انجمن

چو بشنید کاو پیش ازان رفته بود

ز کار شبستان برآشفته بود

غمی گشت ازان کار افراسیاب

ازو دور شد خورد و آرام و خواب

که قارن رها یافت از وی به جان

بران درد پیچید و شد بدگمان

چنین گفت با ویسهٔ نامور

که دل سخت گردان به مرگ پسر

که چون قارن کاوه جنگ آورد

پلنگ از شتابش درنگ آورد

ترا رفت باید ببسته کمر

یکی لشکری ساخته پرهنر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

وقتی نوذر متوجه می‌شود که قارن به بیابان رفته، به دنبال او می‌تازد تا او را بگیرد و با این امید که روز بدی را پشت سر بگذارد. افراسیاب از حرکت نوذر آگاه می‌شود و سپاهی جمع می‌کند تا او را تعقیب کند. نوذر در میانه راه گرفتار سپاه افراسیاب می‌شود و در این نبرد، سپاه او به تنگنا می‌افتد و برای نجات خود تلاش می‌کند، اما شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که او و یارانش به دام می‌افتند. افراسیاب دستور می‌دهد تا قارن را پیدا کنند و او را گرفتار سازند. در این لحظه، افراسیاب از اوضاع آشفته و نگران می‌شود و به قارن اعتماد نمی‌کند و تصمیم به جمع‌آوری نیرویی برای مبارزه می‌گیرد. قارن نیز با درک تهدید، آماده می‌شود تا با تمام نیرو به میدان بیاید.