عهد و میثاق بندگان با خدا در عالم ذر فیض کاشانی
فیض کاشانی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پس دست قدرت از قِبَلِ حق نهاده شد
بر پشت آدم صفی آن میر اصطفا
ذرّیتش چو ذرّه ز ظهرش ظهور کرد
مجموع ز ابتدا همگی تا به انتها
از حق ندا رسید الستُ بربّکم
گفتند جملگی ز دل و جان بلی بلی
اول محمد و علی و اهلبیت گفت
بَدوَش ز مصطفا شد و اولاد مصطفا
توحید را چو عهد گرفتن تمام شد
میثاق بر نبوّت خاتم شد اقتضا
اول کسی که گفت بلی بر نبوتش
بد نفس او علیّ ولی خیر اوصیا
چون آن تمام شد به ولایت رسید عهد
در شأن مرتضی شه دین شاه اولیا
اول کسی که گفت بلی اهلبیت بود
پس شیعیان او دگر آن جمله در قفا
پس از برای سایر سادات اهلبیت
بگرفته شد عهود ولایت از ورا
ابدان خلق چون به جهان آشکار شد
منکر شدند اکثر و بشکست عهدها
صد شکر حق که ما نشکستیم عهد خویش
گر صد بلا رسد نشکیبیم از بلا
هستیم امیدوار ز الطاف کردگار
کز علم اهلبیت کند فیض را عطا
کامش ز میوه شجر علم من لدن
شیرین کند به پیروی آل مصطفی
هر جرم و هر خطا که از او سر زد و زند
بخشد به قوم پاک زهر جرم و هر خطا
از فضل خویش جا دهدش در جوارشان
چون در دلش محبت ایشان گرفته جا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان جایگاه و مقام معنوی اهل بیت (علیهم السلام) و ارتباط آنها با ولایت و نبوت میپردازد. در آغاز، به انتخاب خداوند از آدم صفی (علیه السلام) و تأسیس عهد توحید و نبوت اشاره میکند. سپس به صدق اهل بیت در پاسخ به ندا و پیمان الهی اشاره میشود، بهخصوص علی (علیه السلام) که نخستین کسی بود که به نبوت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) اعلام موافقت کرد. تأکید بر این نکته وجود دارد که با وجود انکار بسیاری از مردم بعد از ظهور، شیعیان به عهد خود با خداوند وفادار ماندهاند و از الطاف الهی، به برکت علم اهل بیت، بهرهمند میشوند. این متن همچنین امیدوار است که محبت اهل بیت در دلهای مؤمنان جای گیرد و بدیها و گناهان آنها با فضل الهی بخشیده شود.