قصاید — دیوان اشعار فارسی فضولی
فضولی بغدادی / دیوان اشعار فارسی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ — السلام ای ساکن محنت سرای کربلا
- شمارهٔ ۳ - ستایش قاضی رکنالدین بغداد — نیست اهل درد را جز درگهت دارالشفا
- شمارهٔ ۲ — منم ندیده ز ابنای روزگار وفا
- شمارهٔ ۷ — هوای شمع رخت آتشم بجان انداخت
- شمارهٔ ۵ — کشید شاهد گل را صبا ز چهره نقاب
- شمارهٔ ۶ — تا مرا مهر تو در دل رخ تو در نظر است
- شمارهٔ ۱ — ماییم درد پرور دنیای بی وفا
- شمارهٔ ۸ — روی الم باز سوی کربلاست
- شمارهٔ ۱۰ — باز این لطف چه لطف است که در طبع هواست
- شمارهٔ ۱۵ — مردم این ملک را حق نعمتی از غیب داد
- شمارهٔ ۹ — خیز ساقی که بهار انجمن بزم آراست
- شمارهٔ ۱۲ — هر که را از لوح دل نقش تعلق زایل است
- شمارهٔ ۱۱ — طاعتی کان در حقیقت موجب قرب خداست
- شمارهٔ ۱۳ — سجده خاک نجف مرغوب اهل عالم است
- شمارهٔ ۱۴ — مدار هفته دوران که نفع او ضررست
- شمارهٔ ۱۶ — نوبهارست جهان رونق دیگر دارد
- شمارهٔ ۲۱ — رسید عید که عقد ملال بگشاید
- شمارهٔ ۲۰ — فلک ز دور مخالف مگر پشیمان شد
- شمارهٔ ۱۹ — بتحریک هوا برگ رزان در باغ ریزان شد
- شمارهٔ ۲۲ — هر که در بزم بلا جام توکل در کشید
- شمارهٔ ۱۸ - ستایش جعفر بیگ قاضی بغداد — گل آمد باز گلشن فکر لطف از جنان دارد
- شمارهٔ ۱۷ — باز گلزار صفای رخ جانان دارد
- شمارهٔ ۲۳ — زهی دمادم به بوی زلفت مذاق من خوش دماغ من تر
- شمارهٔ ۲۵ — سپیده دم که شد از اختلاط لیل و نهار
- شمارهٔ ۳۱ — شد از شکوفه چمن را لطافتی حاصل
- شمارهٔ ۲۸ — بسان چنگ بصد پرده می نهفتم راز
- شمارهٔ ۲۴ — سحر که عامل دین را فزود رونق کار
- شمارهٔ ۲۶ — سپیده دم ز می لعل جوی جام بلور
- شمارهٔ ۳۰ — یا من علت بتربته رتبه النجف
- شمارهٔ ۲۷ — هزار شکر که تقدیر شد زمانه نواز
- شمارهٔ ۲۹ - قصیدهٔ انیس القلب در جواب قصیدهٔ بحر الابرار خاقانی — دلم دُرجیست اسرار سخن دُرهای غلتانش
- شمارهٔ ۳۳ — ای دل از غم مفکن رخنه بدیوار امل
- شمارهٔ ۳۶ — مرحبا ای قلم شمع شبستان خیال
- شمارهٔ ۳۴ — روشنست از سرخی روی شفق بر اهل حال
- شمارهٔ ۳۸ — دلی دارم پر از خون چون صراحی از غم عالم
- شمارهٔ ۳۵ — که یارب این روش آموخت در شفق بهلال
- شمارهٔ ۳۹ — باز در ملک جهان عدل برافراخت علم
- شمارهٔ ۳۲ — بر آنم که از دلبران بر کنم دل
- شمارهٔ ۳۷ - ستایش مصطفی چلبی — سرم فدای تو ای خامه خجسته خصال
- شمارهٔ ۴۴ — بگشاده گوش تجربه و چشم امتحان
- شمارهٔ ۴۷ — ای دل کدام قوم بملکی در آمده
- شمارهٔ ۴۳ — زبان خوشست که توحید حق کند به بیان
- شمارهٔ ۴۶ — در آرزوی ناوک او مردم ای کمان
- شمارهٔ ۴۵ — ای بقد و عارض و خط و لب آشوب جهان
- شمارهٔ ۴۰ — منم به بادیهٔ نیستی نهاده قدم
- شمارهٔ ۴۱ — دلا تا کی چنین در قید آن زلف دو تا باشم
- شمارهٔ ۴۲ — خیز ای ناقه دوران روش گردون تن
- شمارهٔ ۴۹ — باز شد غالیه سا عطر نسیم سحری
- شمارهٔ ۴۸ — منم افتاده چو پرگار به سرگردانی