نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ فضولی

فضولی بغدادی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

اول عمرم که هنگام سرور و ذوق بود

عاری از علم و عمل در جهل و نادانی گذشت

از طفولیت چو بگذشتم اسیر غم شدم

بعضی آن هم در خیال عالم فانی گذشت

آخر عمرم که ایام صلاح است و ورع

در ندامت صرف گشت و در پشیمانی گذشت

آه ازین عمری کزو ذوقی ندیدم هیچ گه

غافل از کیفیت لذات روحانی گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر، مراحل مختلف عمر خود را توصیف می‌کند. در ابتدا، دوران کودکی را به‌عنوان زمانی پر از شادی و سرور می‌بیند، اما این دوران بدون علم و عمل به جهل و نادانی سپری شده است. با گذشت زمان و رسیدن به بزرگسالی، او گرفتار غم و اندوه می‌شود و حتی در عالم خیال نیز نمی‌تواند از لذت‌های دنیا بهره‌مند شود. در انتهای عمر، او به دوران صلاح و ورع می‌رسد، اما این زمان نیز صرف ندامت و پشیمانی می‌شود. شاعر با حسرت به عمر خود نگاه می‌کند و از فقدان لذت‌های روحانی و واقعی در زندگی‌اش می‌نالد.