بخش ۱۶ - مثنوی فضولی
فضولی بغدادی / ساقی نامه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خیز ساقی، بساط می برچین
می به مستان مده زیاده ازین
گرچه می دلگشا و روحفزاست
گذرانیدنش ز حد نه رواست
کار بیذوق و بیملال خوش است
هرچه باشد، به اعتدال خوش است
ای دل از خازن خزانهٔ راز
مستمع را ز خود ملول مساز
زین دُر تر بس است این مقدار
مکن ارزان و زین زیاده میار
ور هنوزت هوای گفتارست
گنج بیحد، متاع بسیارست
در گنجینهٔ دگر بگشای
به ازین جوهری دگر بنمای
تا شود در تفنن تو پدید
معنی لذت لکل جدید
شکر کز رسم این جریدهٔ درد
کلکِ سرگشتهٔ پریشانگرد
کرد فارغ مرا به سرعتسیر
ختم الله امرنا بالخیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که بساط می را بیش از حد نچید و از نوشیدن می با اعتدال صحبت میکند. او به این نکته اشاره دارد که می تواند دلگشا و روحافزا باشد، اما زیادهروی در آن ناپسند است. شاعر تأکید میکند که شادی و خوشی باید با اعتدال همراه باشد و هر چیزی در میانه خوب است. او دل را از خستگیهای ملالتبار دور میکند و به گوشدادن به صحبتهای شیرین و با کیفیت دعوت میکند. در انتها، شاعر به دنبال تجربههای جدید و لذت بردن از تنوع در زندگی است و تأکید میکند که هر چیز جدید میتواند لذت بخش باشد.