نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خلق را قصهٔ حسن پری از یاد رود

هرکجا ذکری از آن شوخ پریزاد رود

هر شکایت که مرا از تو بود در دل تنگ

چون کنم یاد وصالت همه از یاد رود

هرکجا کز رخ و بالای تو گویند سخن

ظلم باشدکه حدیث ازگل و شمشاد رود

وقت آنست که تا سنبلهٔ چرخ مرا

از غم سنبل گیسوی تو فریاد رود

از طرب عارف و عامی همه در رقص آیند

هرکجا ذکری از آن حسن خداداد رود

خون شود دجله ز اشک از خبر گریهٔ من

وقتی از خطهٔ کرمان سوی بغداد رود

آن نه بالاست بلاییست که از رفتن او

دل و دین و سر و سامان همه بر باد رود

با زبان چو منی خاصه که در مدحت شاه

ستمست ار سخن از سوسن آزاد رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به عشق و دلتنگی خود نسبت به معشوق می‌پردازد. او با اشاره به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر احساساتش، می‌گوید که یاد او هرگز از خاطر نخواهد رفت و هر جا که صحبت از زیبایی و صفات او باشد، او محو می‌شود. شاعر همچنین به ناتوانی‌اش در بیان درد و رنجی که از فراق معشوق دارد، اشاره می‌کند و از احساسی عمیق از غم و اندوه سخن می‌گوید. او می‌خواهد فریاد کند اما درد از یاد معشوق اجازه نمی‌دهد. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که در غیاب معشوق، زندگی و وجودش در کاملاً بی‌معناست.