نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ - این قصیده را قائم مقام در شکست ایران و استیلای روس از روی دل تنگی گفته است قائم مقام فراهانی

قائم مقام فراهانی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

روزگار است این که گه عزّت دهد گه خوار دارد

چرخِ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد

مهر اگر آرد بسی بی‌جا و بی‌هنگام آرد

قهر اگر دارد بسی ناساز و ناهنجار دارد

گه به خود چون زرق‌کیشان تهمت اسلام بندد

گه چو رُهبان و کشیشان جانبِ کفّار دارد

گه نظر با پلکنیک و با کپیتان و افیسر

گاه با سرهنگ و با سرتیپ و با سردار دارد

لشکری را گه به کام گرگ مردم‌خوار خواهد

کشوری را گه به دست مرد مردم‌دار دارد

گه به تبریز از پطربورغ اسپهی غَلّاب راند

گه به تفلیس از خراسان لشکری جرّار دارد

گه بلوری چند از آن جا بر سفاین حمل بندد

گه کروری چند از این جا بر هیونان بار دارد

هرچه زین اطوار دارد عاقبت چون نیک بینی

بر مراد چاکران خسرو قاجار دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف ناپایداری و تغییرات روزگار می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که دنیا گاهی فرد را عزیز می‌کند و گاهی به ذلت می‌کشاند. او به بازیگر چرخ زمان اشاره کرده و می‌گوید که این چرخ دارای حوادث و اتفاقات فراوانی است. محبت و خشم در زندگی انسان‌ها بی‌موقع و بی‌دلیل بروز می‌کند و این موضوع نشانگر بی‌ثباتی شرایط است. شاعر همچنین به تضادها و تقابل‌ها در زندگی اشاره می‌کند، مانند افرادی که به تهمت‌های مذهبی و جنگ‌های متفاوت مشغول‌اند. او از وضعیت ارتش‌ها و لشکرها، کشورها و مناطق مختلف نیز سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که در هر زمان و مکان، قدرت و ضعف وجود دارد. در پایان، او به چشم‌انداز مثبتی اشاره می‌کند که از نظر او، در نهایت، وفاداری و خدمت به پادشاه قاجار به ثمر خواهد نشست.