بخش ۱۳ قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / جلایرنامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جلایر چون گذارش بر ری افتاد
به مهمان داری کهیای بغداد
بسی اعجوبه در پاشویهها دید
که الحق واجبالواگویهها دید
تو ای دشتِ اوجان، پیوندِ جانی
بهشت ملک آذربایجانی
به کام نیک خواهان شاد زی شاد
همیشه سبز و خرم باش و آباد
که اینک نایب شاه جوان بخت
فزاید در فضایت رونق بخت
ز یک سو، ساز نای و کوس عیش است
دگر سو بانگِ های و هوی جیش است
خداوندا ترا دیگر چه عزم است؟
که نای بزم تو با کوس رزم است؟
قفی بالامن قومی بالفراغه
که لشکر میرود سوی مراغه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
جلایر، وقتی به ری رسید، مهماننوازی کیهیای بغداد را مشاهده کرد و در پاشویهها اعجوبههای بسیاری دید که واقعاً شایسته توجه بودند. او دشت اوجان را به عنوان مکانی زیبا و جانی پیوندخورده با بهشت آذربایجان معرفی میکند و از روبهرو شدن با نایب شاه جوان بخت، رونق و خوشبختی آن منطقه را یادآوری میکند. در این حال، صدای موسیقی و جشن در یک سو و صداهای جنگ در سوی دیگر به گوش میرسد که نشاندهنده تضاد بین شادی و جنگ است. در نهایت، اشاره میکند که لشکری به سمت مراغه در حال حرکت است.