جلایرنامه — قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / قائم مقام فراهانی
جلایر نامه مثنویی است هزلی که ابوالقاسم قائم مقام آن را به نظم در آورده و آن از زبان «جلایر» نام -یکی از نوکران مؤلف- نوشته شده و کنایات و تعریضاتی به یکی از شاهزادگان دارد. این مثنوی موجب الهام ایرج میرزا در عارفنامه و بعضی مثنویات دیگر شده.
فهرست شعرها
- بخش ۷ — امام و پیشوا در خنده افتاد
- بخش ۳ — جلایر هر دو چشمش سرمه دارد
- بخش ۵ — جلایر قرض او بی حد و مَرْ شد
- بخش ۴ — جلایر سینه پر سوز دارد
- بخش ۲ — جلایر در سواری اوستاد است
- بخش ۸ — خوشا آنان که ملک و آب دارند
- بخش ۶ — جلایر یک سفر بغداد کرده
- بخش ۱ — چنین گوید غلام تو جلایر
- بخش ۱۳ — جلایر چون گذارش بر ری افتاد
- بخش ۹ — جلایر زان شدیدالجوله آید
- بخش ۱۱ — جلایر سر به جیب فکر برده
- بخش ۱۲ — جلایر نیز اگر طماع باشد
- بخش ۱۰ — جلایر مرکب رهوار دارد
- بخش ۱۵ — جلایر شرح دیگر را بیان کن
- بخش ۱۴ — جلایر رفت و بر خود کرد واجب
- بخش ۱۶ — جلایر کن دعا این انجمن را
- بخش ۱۸ — جلایر! شاه ظل کردگارست
- بخش ۲۰ — جلایر میشود مشعوف چندان
- بخش ۱۹ — جلایر چند مغموم و حزینی
- بخش ۲۱ — جلایر رو دعایش گیر از سر
- بخش ۱۷ — جلایر غم مخور چون شه کریم است
- بخش ۲۲ — جلایر هست شیرین کامت از شاه
- بخش ۲۴ — جلایر! به ز خلعت هست الطاف
- بخش ۲۳ — جلایر کام تو زان شهد کام است
- بخش ۲۹ — جلایر چون تواند شاهزاده
- بخش ۳۰ — تعجب ها جلایر کرد زان ریش
- بخش ۲۸ — جلایر زود نظم این حکایت
- بخش ۲۷ — جلایر! گر توانی کرد، کاری
- بخش ۳۱ — جلایر بر دعا کن ختم این عرض
- بخش ۲۶ — جلایر! از دعایش سود بینی
- بخش ۳۲ — جلایر کلک گوهرریز کن تیز
- بخش ۲۵ — جلایر! بر دعا ختم سخن کن
- بخش ۳۵ — چو کردی ختم بر نعت و دعائی
- بخش ۳۷ — جلایر بر دعا کن ختم، عرضت
- بخش ۳۴ — جلایر! رو دعا کن ختم عرض است
- بخش ۳۳ — جلایر را در آن درهای مکنون
- بخش ۳۶ — اگر انصاف باشد باز گویم