بخش ۱۸ قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / جلایرنامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جلایر! شاه ظل کردگارست
پناه او امان از روزگارست
دعای شاه عباس جوان بخت
که ز آغازست او شایسته تخت
به تو فرض است چون حمد و دعایش
بگو هر انجمن نعت و ثنایش
دعایش ذکر لب کن، کام یابی
تو کم نامی ز لطفش، نام یابی
خداوندا به حق نور پاکان
به سوز سینههای دردناکان
به حق دین احمد نور اطهار
به آل پاک او هشت است و هم چار
به حق چارده معصوم پاکی
وجود شه نبیند دردناکی
تنش را از الم محفوظ داری
ز عمر جاودان محظوظ داری
هر آن چیزی که خواهد روزگارش
همه آماده داری در کنارش
مدامی کامیاب و کامران باد
جهان تا هست بر او چون جنان باد
حسودش را به عالم نیست گردان
به حق آبروی شاه مردان
رسانی دولتش را نسل بر نسل
کنی بر مهدی آل نبی وصل
جلایر چون ثنا خوانی تو بر شاه
چه غم داری؟ مرامت هست دل خواه
که شه دِیْنت ادا سازد ز احسان
مکن زاندیشه خاطر را پریشان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره مدح و ثنای شاه جلایر، یعنی شاه ظل کردگار، است. شاعر به ستایش صفات نیکوی او میپردازد و از خداوند میخواهد که عمرش را طولانی کرده و او را از بلایا محفوظ بدارد. همچنین در دعاهایش از برکت و کامیابی او در زندگی الهام میگیرد و میخواهد که حسودان نتوانند به او آسیبی برسانند. شاعر بر این باور است که با نیکوگویی و دعا برای شاه، زندگی بهتری خواهد داشت و از اندیشههای منفی دور خواهد ماند. در کل، متن به رابطه میان مردم و شاه و دعای خیر برای او میپردازد.