شمارهٔ ۱۱۷ - هو معلوم نیست به کی نبشته است قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی
قبله گاها! ابوی مقاما: مرقوم داشته بودید که خدا کشتی آن جا که خواهد برد. فرمودند: راست گفته اید؛ چرا که کشتی ما را در دریای جنگ رومی خدا خواست و برد والا از ما بیشتر هیچ کس حامی دولت روم نبود و به هیچ خاطر نمیرسید که ما خود باین شدت متصدی کفایت رومی شویم، چون خواست خدائی بود عنان اسب ما بدست قدرت ازلی این طرف گشت و پیغام های شما و اصرار محمد آقا رو باین طرف نتیجه بخشید نه آن طرف؛ لکن حالا هم باز منظور ما جز این نیست که تا توانیم رشته صلح را از دست ندهیم و تا ممکن است باز آخر این کار را بصلح و صلاح ختم کنیم؛ چرا که مشغول شدن ما و رومی بهم باعث فراغت کفره روس است که دشمن هر دو دولت است و مزید احتیاط هر دو طرف ازو میشود و در حکم آن است که ما خود العیاذبالله باعث ضعف اسلام و قوت کفر شویم. لهذا لازمه سعی داریم که ان شاءالله درین سفر بزور بازوی غازیان مظفر عهدنامه جدیدی مبسوط و مضبوط در مصالحه دولتین ببندیم و ایلچی بزرگ آنها را با تحف و هدایا بدربار دولت همایون بفرستیم و بفضل و عنایت خدا و باطن ائمه هدی قوت اسلام را از دو طرف زیاد کنیم. لکن هرگاه غرور و نخوت رومی زیاد باشد ناچار و لابد میشویم که تن بجنگ در دهیم و سر بننگ فرو نیاوریم. الحمدالله کار هم پیشرفت دارد و گزارشی که در مقدمه الجیش روی داده در ملفوقه مبارکه به ابتهاج و استبشار شما مرقوم شده است. والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده درباره وضعیت جنگ و صلح بین دو دولت رومی و اسلامی سخن میگوید. او تأکید میکند که خداوند کشتی آنها را به سمت جنگ با روم هدایت کرده و بر این باور است که باید تا حد امکان روابط صلحآمیز را حفظ کنند. هدف او این است که به کمک خداوند و با استفاده از قدرت دو طرف، قرارداد جدیدی برای صلح و همکاری منعقد کنند. اما اگر رومیها به غرور خود ادامه دهند، آنها ناچار به جنگ خواهند شد. نویسنده همچنین به خبرهای خوب و پیشرفتهای موجود اشاره میکند و از امید به تقویت اسلام با همکاری دو دولت سخن میگوید.