شمارهٔ ۱۱۸ - به یکی از امیرزادگان نبشته قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
قربانت شوم: پروانه مبارکه رسید و جا داشت که سواد مداد آن را به جای مردمک در چشم ها جا دهم و نقد جان را نثار سطور مشک بار نمایم.
خط کاجنحه الطواویس اغتدی
لحسوده کبراثن الآساد
معنی یسلسل کالعقود و انه
لذوی الحقود سلاسل الاقیاد
ازین برفی که بر خلاف عادت موسم آمده و سرما پیش افتاد شکایت فرموده بودید و بسیار به جا بود چرا که هیچ چیز بی جا و بی هنگام خوب نیست، مگر عشق، آن هم باعتقاد ادیب صابر که میگوید:
والسلام
بخش 2
گویند که هر چیز بهنگام بود خوش
ای عشق چه چیزی که خوشی در همه هنگام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده با زیبایی و شاعرانه بیان میکند که عشق، حتی در زمانها و شرایط نامناسب، همیشه زیبا و خوشایند است. او به شکل خاصی به عشق اشاره میکند و از آن به عنوان پدیدهای میگوید که از همه چیز دیگری در زمانهای مختلف و غیرمنتظره بهتر است. همچنین، نویسنده به شکایت از سرما و برف که خارج از فصل آمده، اشاره میکند و با تأکید بر زیبایی عشق، میگوید که عشق هیچ وقت بیجا نیست. در پایان با تحیتی مختصر، نامه را به پایان میرساند.