شمارهٔ ۱۴ - خطاب به فاضل خان در حین حرکت از خراسان قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی
مررنا باکناف العقیق فاعشبت. اجارع من آماقنا و مسائل یا منازل یا مناهل انسانیه طول العهد و الم البعد و دهشه الباب فی فرقه الاحباب و هل نعمن من کان اقصر عهدة ثلاثین شهرا فی ثلاثه احوال.
فردا که روز بیست و چهارم است از ارض اقدس حرکت خواهد شد اگر در راه ها عایقی حادث نشود، چهاردهم ماه نو ان شاءالله تعالی ورود دارالخلافه است و هر چه بیشتر بسعادت حضور نزدیک میشوم بواعث شوق زیاده قوت مییابد. هرگز این قدرها طول نکشیده بود که ازمطالعه مکاتیب سرکاربل، مشاهده جنات تجری من تحتها الانهار، بی نصیب مانم. قاصدهای عالی جناب فرزند مسعود در راه بودند و پی در پی رفت و آمد میکردند و هر بار کاغذی از شما ملاحظه میشد رفع کسالت ها بعمل می آمد وگرنه، هر دمم از هجرتست بیم هلاک.
هر چه از آذربایجان یافته بودیم در خراسان باختیم، فارغ الکیس و صفر الوطاب رضیت من الغنیمه بالایاب. راجع نجفی حنین هستیم یعنی سردار و ایلخانی و با این همه بهمین خورسندیم که الحمدالله یک مشت آبروئی که بود بر خلاف معتقد عالمی الی حال ریخته نشده، تا با این تهی دستی در دارالخلافه چه شود؟ از احوال دوستان صادق الوداد بپرسند و از فرزندان عزیزم غافل نشوند ان شاءالله تعالی.
والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
نویسنده پس از مدت طولانی جدایی از دوستان و عزیزانش، در آستانه بازگشت به دارالخلافه است. او اعلام میکند که فردا، بیست و چهارم ماه، از سرزمین مقدس حرکت خواهد کرد و امیدوار است بدون مشکل به چهارteenth ماه نو برسد. هر بار دریافت نامههایی از دوستانش، او را شادابتر کرده و از احساس ناامیدی و دلتنگیاش میکاهد. او از وضعیتی که در خراسان تجربه کرده و از دست دادن امکانات و منابعش در آذربایجان میگوید، اما به رغم این چالشها، همچنان خوشحال است که آبرویش حفظ شده است و به دوستانش توصیه میکند که از حال یکدیگر باخبر شوند. در پایان نامه با سلام و دعا به پایان میرسد.