شمارهٔ ۳۹ - این نامة را قائم مقام از خراسان به وقایع نگار نوشته است قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
صبا بلطف بگو آن غزال رعنا را
که سر بکوه و بیابان تو داده ما را
جاده خراسان را شما پیش پای ما گذاشتید و حال می فرمائید پول پارسال هنوز نرسیده است، بلی، شما لطف کنید ان شاءالله تعالی ما را برحسب دلخواه باز آرید، پنج را پنج الف بگیرید. ما کجا این جا کجا؟ مرغ مسکین چه خبر داشت که گلزاری هست. الحمدلله کارهای این جا همه خوب است، مگر این که نقد و غله هیچ بهم نمیرسد؛ اگر اکراد بگذارند، در هرات و سرخس سیورسات فراوان هست، لاش و فرا، هم استدعای ساخلو کرده اند و تعهد نقد و غله میکنند، لکن هم حضرات کرد بد عادت کرده اند، هم کاغذهای شما بسیار دلنشین شده است، تا تقدیر چه باشد. این کاغذ آخری شما هم با آن که هیچ کس این طور گمان نمیبرددلنشین شد و فی الواقع از غرایب بود، اما حکم شد که در این باب اول ملک شما را ببیند. والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به صبا میگوید که از غزال زیباییش بگوید و اشاره میکند که مسیری را که برای سفر به خراسان در نظر گرفتهاند، باز کردهاند. او از وضعیت مالی ناراضی است و میگوید که پولهای وعده داده شده هنوز نرسیده است. شاعر ضمن اشاره به وضعیت مطلوب کارها، نگران کمبود نقد و غله است و به مشکلاتی که اکراد در هرات و سرخس ایجاد کردهاند، اشاره میکند. او بر این باور است که با وجود همه این مشکلات، امیدی به بهبود اوضاع دارد و در نهایت از صبا میخواهد که نظر ملک را در این زمینه ببیند.