شمارهٔ ۸۶ - نامة ای است دوستانه قائم مقام فراهانی
قائم مقام فراهانی / نامههای فارسی / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بخش 1
به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنی ها گفتمی
مدتی است که خامة عنبرین شمامه وقایع نگار بلاغت شعار، رسم فراموشکاری پیش گرفته، یاد یاران قدیم و مخلصان صافی چنان نمیکند. یاد یاران یار را ممنون کند، میمون بود پینکی سحرهای رمضان است که خبط و خطا در تحریرات میشود رحم الله الجلایر.
بحث خواهید داشت که چرا با این قلم جلی نوشته ام، بلی وارد است؛ اما از تحیر شب ها تا صبح غافلید، که شما در اروسی شمالی استراحت داشتید و بنده تا وقتی که مراد برای وضو بر سر حوض می آمد نشسته بودم. تغییر قلم هنگام کلال و خستگی مثل عوض کردن اسب های یدک است در طول منزل ها و امتداد مسافت ها. آلان طوری بی خواب و بی تایم که اگر نه شوق شما بود یک حرف نوشتن قادر نبودم.
امان از خستگی و بی خوابی که رمضان هم علاوه علت شده، آلان هلاکم، کاش آن قدر شاعر و قادر بودم که یک حزب قرآن تلاوت کنم، یا دعای سحر بخوانم، بالمره و سلک غافلین نمانم. پس فردا باید مرد، این ماه رمضان هم گذشت و هیچ کار نکردیم بقول زهیر مصری:
عمر کوته بین و امید دراز، خدا وجود شما را بسلامت دارد. ان شاءالله تعالی مخلص مهجور را در لیالی قدر از خاطر فراموش نفرموده اید.
والسلام
بخش 2
شب مهتاب کاغذها نویسد
کند هر جا غلط فی الفور لیسد
بخش 3
همچو انعام تا کی از خور خواب
نوبت فاتحه است والانعام
بخش 4
ذالعام مضی ولیت شعری
هل یحصل فی رضاک قابل
بخش 5
مگر صاحبدلی روزی برحمت
کند در حق این مسکین دعایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر به بیان احساسات و دردهای عاشقانهاش میپردازد و اشاره میکند که نمیتواند تمام آنچه را که در دل دارد، توسط قلم و کاغذ بیان کند. او از مشکلات خستگی و بیخوابی، بهخصوص در ماه رمضان حرف میزند و از اینکه فرصت مناسبی برای دعا و عبادت ندارد، ابراز نگرانی میکند. شاعر از یاد یاران گذشته و دوستان جلوگیری میکند و در نهایت دعا میکند که خداوند از حال او غافل نشود و برایش رحمت و دعایی بخواهد.