نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲ - خطاب به محمودخان دنبلی قوریساول باشی قائم مقام فراهانی

قائم مقام فراهانی / نامه‌های فارسی / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بخش 1

مخدوم محمود: حفظ الملک الودود قتل اصحاب الاخدود بالنار ذات الوقود یریدون لیطفو انورالله بافواههم والله متم نوره و لوکره المشرکون

سخن سربسته گفتی با حریفان

خدا را زین معما پرده بردار

قل موتو ابغیظکم قاتلهم الله انی یوفکون. شاهزاده اعظم روحی فداه اگر زر و سیم ندارد باک و بیم نداریم، بحمدلله دست و دل و روی او گشاده است و لیس باو سعهم فی الغنی و لکن معروفه اوسع. مگر حاتم طائی را جز کیسه خالی و همت عالی چیز دیگر بود؟ یا ولیعهد مرحوم مغفور البسه الله حلل النور بجز کوشش و جهد در راه دین خدا و خلوص و صدق در کار دولت پادشاه جزینه و دفینه دیگر داشت یا غیر این دو چیز یک فلس و پشیز، باخلاف وراث مخلفه و میراث گذاشت. یا با وصف کمال تنگ عیشی و صفرالوطابی هر ساله لامحاله یک دو کرور بخشش و ریزش نمیکرد، یا یکی از همین کرورات هشت گانه را در عین غارت زدگی و بی خانمانی از عهدة بر نیامد؟

آه از این قوم بی حمیت و بی دین که سرعت لافظه دارند و قوت حافظه ندارند؛ در حق کورند و در باطل بینا و در خیر نادان و در شر دانا. کما قال الشاعر:

اگر بدیده انصاف بینی آنچه مایة غرور و توانگران شده که دعوی بیشی و پیشی کنند و طعنه مفلسی و درویشی زنند علم الله تعالی رنج است نه گنج، ماراست نه مال، بیم است نه سیم، بلاست نه طلا. دایما در هول گزند و آسیبند و غالبا در قول سوگند و اکاذیب ویل لکل همزه الذی جمع مالا وعدده یحسب ان ماله اخلده.

گاه بواسطه خمس و زکاه در آتش میگذارند و گاه بواهمه پیشکش و مالیات از آب میگذرانند و گاه باندیشة حوادث و آفات در خاک میگذارند و شک نیست که عاقبت دردار دنیا بر باد خواهد رفت و وای از آن وقت که در عالم عقبی سر تکوی بهاجباههم و جنوبهم ظاهر شود و راز سیطوقون مابخلوا بآشکار گردد.

ان ربک لبالمر صاد والسلام خیر ختام

بخش 2

تمیم بطرق اللوم اهدی من القطا

ولو سلکت سبل الهدایه ضلت

بخش 3

گوئیا باور نمیدارند روز داوری

کاین همه عیب و دغل در کار داور میکنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به نقد وضعیت اجتماعی و اخلاقی جامعه می‌پردازد و به بررسی ویژگی‌هایی همچون طمع، حرص و بی‌دینی برخی افراد می‌پردازد. نویسنده اشاره می‌کند که عده‌ای برای جمع‌آوری ثروت و نمایش قدرت خود به کارهایی چون جمع‌آوری مال و سرمایه پرداخته و حساب‌های دنیوی خود را در نظر دارند، بدون توجه به عواقب کارهایشان در آخرت. به ویژه به شخصیت‌های تاریخی از جمله حاتم طایی و ولیعهد مغفور اشاره می‌شود، که با وجود نداشتن ثروت، با نیکوکاری و صداقت در راه دین و خدمت به مردم شناخته می‌شدند. نویسنده تأکید می‌کند که مال و ثروت نمی‌تواند انسان را از عواقب بد کارهایش رها سازد و در نهایت، تنها اعمال نیک و صداقت در زندگی مهم است. او همچنین به عاقبت نیکوکاران و بدکاران در آخرت اشاره کرده و بر لزوم توجه به واقعیت‌های معنوی زندگی تاکید می‌کند.