نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - فی النصیحه قاسم انوار

قاسم انوار / انیس العارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

«زمرة العشاق،قد قرب الوصال »

«زبدة العشاق،لاتمشوا،تعال »

«ایها الاحباب،قوموا،لاینام »

«اشربوا من کأسه سرب المدام »

تا بکی از خویشتن غافل؟دریغ!

می زند بر گردنت اماره تیغ

ای اسیرلذت دنیا، چه بود؟

جز زیان از نفس بدفر ما چه سود؟

جوجو از مردم گدایی تا بکی؟

آخر،ای جان، پادشایی تا بکی؟

می رود بر باد ملکت سربسر

چند ازین بی آبرو بردن بسر؟

زآتش غیرت نداری هیچ دود

خاک بر سر بادت ای ننگ وجود!

حسرتا! کز نفس محجوب دغل

بی خبر ماندی ز محبوب ازل

از فسون این جهان،دار غرور

دور ماندی از جهاندار غفور

شاهبازی بودی،اکنون کر کسی

از صدت مرگ این بتر،تو گر کسی

هر چه نفست را خوش آید خوش کنی

چند گور خویش پر آتش کنی؟

شربت حق بردلت ناخوشگوار

باطل اندر کام جانت سازوار

نی، غلط کردی، خطات افتاده است

این خطاها از کجا افتاده است؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان موضوع عشق و هوس‌های دنیوی پرداخته و به افرادی که در این دنیا غرق لذت‌ها شده‌اند هشدار می‌دهد. او به عشق واقعی و وصال با معشوق اشاره می‌کند و از گم‌کردن راه درست و غفلت از محبوب اصلی، یعنی خدا، انتقاد می‌کند. شاعر با بیان این‌که لذت‌های دنیوی زودگذرند و انسان را به زیان می‌اندازند، از بی‌خبری و دوری از حقیقت می‌گوید. در انتها، او به انسان‌ها یادآوری می‌کند که از نفسانیات خود برحذر باشند و به دردها و خطرات ناشی از هوس‌های دنیوی توجه کنند.