نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۵ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

بشنو ز عشق رمزی، حیران مباش، حیران

یک جام به ز صد جم در بزم می پرستان

آن کس که صاف نوشد، در راه زهد کوشد

لیکن خبر ندارد از ذوق درد نوشان

ای جان جان جانم، در حال من نظر کن

تا دل بناله آید، تا جان شود خروشان

چون با تو باشد این دل جان را غمی نباشد

در عرصه قیامت، روز صراط و میزان

در راه عشق جانان، حیران مباش، حیران

صحوست ضد حیرت، کفرست ضد ایمان

کافر بوقت مردن روی آورد بدان رو

چون روی نیک بیند، از بد شود پشیمان

خواهی سماع مستان خوش گردد، ای دل و جان

یا در میان چرخ آ، یا آستین برافشان

دل پرده دارد اما، دارد بتو تولی

این پردها بسوزد از آه دردمندان

آشفته گشت قاسم آن دم که گشت پیدا

بر چهره مشعشع آن زلفها پریشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر به عشق و حالت‌های ناشی از آن اشاره دارد. شاعر به شنونده توصیه می‌کند که در عشق دچار حیرت نشود و با دل آرام در بزم می‌پرستان قرار گیرد. او توصیف می‌کند که برخی افراد در پی زهد هستند، اما از لذت واقعی عشق و درد آگاهی ندارند. شاعر، با ابراز احساساتش، به محبوبش می‌گوید که در قیامت و روز حساب، در کنار او هیچ غمی نخواهد داشت. او عشق را فراتر از حیرت می‌داند و بیان می‌کند که ایمان و بصیرت در عشق به زندگی معنا می‌بخشند. در نهایت، شعر به شراب عشق و آتش درونی اشاره می‌کند و تأکید بر خروش دل دارد، به ویژه در مواجهه با محبوب.