نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

از مسجد و میخانه، وز کعبه و بتخانه

مقصود خدا عشق است، باقی همه افسانه

بنما رخ زیبا را، تا فاش بگویم من:

«قد اشرقت الدنیا، من نور حمیانه»

هر کس صفتی دارد، با خود ز ازل آرد

تو عاشق حسن خود، من بیدل و دیوانه

ای قبلهٔ جان من، وی جان و جهان من

دیدار تو می‌بینم، در کعبه و بتخانه

دلدار مرا گوید، خود را و مرا وادان

من نور و تو تاریکی، من شمع و تو پروانه

گر نور یقین با تو، همراه شود بینی

آن خواجه «نمی‌میره»، وین بنده «نمی‌مانه»

قاسم تو قصور خود، وِ احسان خداوندی

می‌بینی و «می‌بینه»، می‌دانی و «می‌دانه»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به نوعی به مفهوم عشق و الهام از معشوق می‌پردازد. او می‌گوید که اصل همه مکان‌ها و آداب مذهبی همچون مسجد و میخانه، کعبه و بتخانه عشق است و باقی موضوعات افسانه‌اند. شاعر از زیبایی معشوق خود می‌خواهد تا ببیند و می‌گوید که هر کسی ویژگی خاص خود را از ابتدا دارد. او خود را مثل شمعی می‌داند که به سوی معشوق (پروانه) گرایش دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در حضور معشوق، هر دو طرف به یکدیگر پیوسته و وحدت می‌یابند و شناخت عمیق‌تری حاصل می‌شود.