نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

هله ای دوست، چه گویم؟ که تو محبوب جهانی

همه سعدی و سعادت، همه لطفی، همه جانی

به تو چشمم شده روشن، به تو کویم شده گلشن

همه فتحی و فتوحی، همه امنی و امانی

به چه وصفت کنم، ای جان؟ که تو از وصف برونی

تو بصیر همه بینی و خبیر همه دانی

قدرش را نتوان یافت، که مقدور ضعیفی

قدمش را نشناسی، که اسیر حَدثانی

ز جمال تو مطرا، همه اعیان، همه اکوان

ز جبین تو هویدا اثر «سبع مثانی »

به خدا، خاک درت را به دو عالم نفروشم

اگرم پیش بخوانی وگر از پیش برانی

دل قاسم ز شراب تو خرابست، چه گویم؟

هم از آن جودت باده، هم ازان لطف اوانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از سعدی به ستایش و تعریف از محبوب و معشوقی می‌پردازد که او را زیباترین و گرانبهاترین موجود جهان می‌داند. شاعر از روشنی چشمانش به واسطه محبوب صحبت می‌کند و عشقش را به گلستانی تشبیه می‌کند که مملو از خوشی و سعادت است. او می‌گوید که این محبوب از وصف فراتر است و دارای بصیرت و آگاهی کامل است. همچنین تأکید می‌کند که ارزش واقعی این محبوب قابل درک نیست و شناخت او دشوار است. در انتها، شاعر اعلام می‌کند که حاضر است خاک درگاه محبوبش را به جای همه چیز در دو جهان بفروشد، و دل خود را به خاطر عشق و جود او خراب می‌داند.